گر چه ماه رمضان است بیاور جامی
دیشب پدرم می گفت آخر معلوم نشد کشورهای دیگر عید شده است یا نه؟ یادم از خودم آمد که دوستی گفت دعا کن عید شود و من در پاسخش گفتم دعا ندارد، هر وقت عربستان عید شد ما از لجشان فردایش عید می گیریم!
اما به قصد عید و عیدانه و این که که گفت عید است و که گفت نیست دست به قلم نبرده ام. در تدارک مطلبی هستم که بتوانم این میان بفهمم عمر تبه کرده ام یا خیر. امسال ماه رمضان با سال های گذشته تفاوت های بسیاری داشت. این گونه بود که بالاخره سیاست ما با دیانتمان دست به یکی کردند، تا دشنه ای بر عقایدمان فرود آورند. این سخن برای هیچ کدامتان عجیب نخواهد بود چون خوب که به خودتان و اطرافیانتان بنگرید آثارش را مشاهده می کنید. سخنم از روزه ی بی نماز است و نماز نیمه رها.
دین در اکثریت مردم به صورت واجباتی تلقی می شود که اگر انجام نشود گناه است و اگر انجام شود ثواب. و کمتر کسی تعقلی من باب این موضوع کرده است و به جای آن که در اصل فریضات یک دین متمرکز شود ره به بیراهه ی رد دین اسلام و رو آوردن به غیر و حتی هیچ برده است. در اینجا بحث از خوب و بد یک دین نیست بحث از ماه رمضانی است که امسال گذراندیم. همیشه عموم برای لباس روحانیت تقدسی قائل بودند و به حرمت دین و جایگاه، برخی از ایشان را به حد کمال قبول داشتند. اما اوضاع سیاسی بعد از انتخابات و انتقادات به حق ِ سرکوب شده ی مردم توسط حکومت دینی ایشان را به صورت غیرمحسوس از دیانت زده کرد و این دلزدگی با گرسنگی های روزه نما و گاه روزه نگرفتن هایی که منشا از اندیشه های جویده و نجویده مردم دارد،نمایان شد. هر گاه حکومتی ایدئولوژی و مکتب خاصی را اساس و پایه ی موجودیت خویش اعلام کند و به کرات نشانه های عدل و صداقت را به میان آورده و با معرفی ایشان خود را هم پایه و یا زاده ی ایشان بداند، از او انتظاری نمی رود جز آن که به مکتب خویش وفادار بماند و بیراهه نرود. و اگر چنین نبود اولین آسیب ها متوجه جامعه خواهد شد. در ادامه آسیب های بعدی در صورت تفکر عموم بر این جمله که مکتب خوب است اما اینها خرابش می کنند متوجه سردمداران حکومت در آن جامعه خواهد شد و در راستای این حرف و حدیث ها اصل و فرع مکتب دچار تردید، شک و شبهه و حتی رد و نقض خواهد شد.
در این بین برخی با پیش زمینه های از قبل ریخته شده به کلی مکتب را نفی خواهند کرد و عده ای در آن تردید می کنند و از ترس آنکه اشتباه کرده باشند بی آنکه ایمانی به خرج دهند ادای فرایض! را ادا می کنند. و عده ای نیز آنچه در منظر انظار است را رعایت فرموده و دیگری را به دور می اندازند.
آنچه مهم است این است که آیا یک حکومت دینی دلیلی جز ارشاد مردم به خدا و راه درست زندگی کردن و نیز درستکاری و صداقت خویش برای حقانیت خود دارد؟ اگر خیر که چرا با سیاست به دیانت مردم لطمه زده شده و اگر بله که من زبانم کوتاه است...
چون عمر تبه کردم چندانکه نگه کردم
در کنج خراباتی افتاده خراب اولی
نه می شه بی تو سر کنم ، نه می شه از تو بگذرم
بیا به داد من برس ، من از تو مبتلاترم
بگو کجا رها شدى ، بگو کجاى رفتنى
من از تو در گریز و تو ، چرا همیشه با منى
کسى به جز تو یار من نیست ، گذشتن از تو کار من نیست
به جز خیال تو هنوزم ، ببین کسى کنار من نیست
کسى به جز تو یار من نیست ، گذشتن از تو کار من نیست
به جز خیال تو هنوزم ، ببین کسى کنار من نیست
دوباره تبت داره نفسمو می گیره ، دوباره هوا داره پى عطر تو می ره
این خونه بى تو طاقت زندگی نداره ، حتی نفس هام تو رو به یاد من میاره
کسى به جز تو یار من نیست ، گذشتن از تو کار من نیست
به جز خیال تو هنوزم ، ببین کسى کنار من نیست
کسى به جز تو یار من نیست ، گذشتن از تو کار من نیست
به جز خیال تو هنوزم ، ببین کسى کنار من نیست
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارسا را
از آنجا که با ورود به برخی وبلاگ ها با غلط املایی های بی شمار رو برو می شدم و بعضا می دیدم سعی شده شکل ظاهری کلمات عوض شود به برخی از دوستان تذکراتی راجع به این عمل می دادم.که یکی از وبلاگ نویسان عزیز پاسخ جالبی به من دادند. این متن را نه به پاسخ به این دوست عزیز که به بها و بهانه ی نگرانی هایم می نگارم و انتظار دارم اساتید بزرگواری که در این زمینه تخصص دارند به یاری ام بیایند:
گویا برخی وبلاگ نویسان قصد نگارش کلمات بدون نشانه های عربی دارند. و به گفته ی ایشان این رسم را از نویسندگان حرفه ای؟ کشور به ودیعه گرفته اند. رسم جالبی است. خاطرم هست در کتاب تاریخ ادبیات دبیرستان در مورد مکتبی خواندم که تکه های کلمات که از روزنامه ها و کتاب ها می بریدند را در کیسه ای ریخته مخلوط می کردند و ... به نظرم به همان مقدار عجیب و غریب است. نیست؟
دوست عزیز خط الرسم ما وام گرفته از خط الرسم عربی است. چه با تنوین چه بی تنوین. ما خط الرسم پهلوی را با تمامی خوبی و بدی هایش سالهاست پشت سر نهادیم.
بعد از اسلام یکی از مهم ترین علت های تغییر خط قرآن کریم محسوب می شود. به علت آن که در خط سریانی کلمات فاقد نقطه بودند و مصوت ها و گاه حتی صامت آ در آن به کار برده نمی شد. ایرانیان در خواندن آن دچار مشکل بودند. از سویی خط پهلوي داراي 25 حرف بود و بزرگترین اشکال و نقص این بود كه يك حرف گاهي چند صداي مختلف مي داد. از این رو ایرانیان با به خرج دادن ابتکار از خط الرسم عربی به سود خود بهره بردند. و با استفاده از خط مانوی و پهلوی در تکامل آن نقش بسیاری داشتند. این خود مبین نقش ایرانیان بر ماندگاری قرآن می باشد. تا سالها از خطوط پهلوی و مانوی استفاده می شد اما از سده سوم هجری به دلیل رواج نامهنگاریهای دیوانی و ارتباط با حاکمان عرب کمکم خطهای مانوی و پهلوی، جای خود را به الفبای فارسی دادند.
به راستی من شدیدا به جایگزینی واژگان فارسی اصیل متداول و همه فهم علاقه مندم. اما هنگامی که من واژه ی مناسب پارسی را رها می کنم و مانند ایشان، کلاً را کللن می نویسم،تا از تنوین عربی استفاده نکنم، شایسته ی پاسداری از زبان و خط پارسی هستم؟ آیا شما دست از شکستن (جمع مکسر) واژگان به قصد جمع برداشته اید که اکنون نگران استفاده از اِعراب هستید؟
اما موضوع بر سر آن است که انسان با بغض و کینه و ... از عرب و عجم دست به چنین کاری نمی زند و الفبایی را که باز هم ایرانیان باهوش به این شکل در آورده اند را خراب نمی کند. به خصوص شما که دستی بر قلم دارید. قلم آن قدر مقدس هست که دلخواهانه دست به چنین تغییراتی نزنیم. چرا که چنین رسمی ممکن است به زبان نوشتاری ما آسیب رسانده و یا به زودی از سر بیفتد. در این صورت سال ها بعد از این اعتراض ناآگاهانه و بدون اندیشه ی هدفمند، چگونه یاد خواهند کرد؟ شما در ادبیات وبلاگ نویسی این مرز و بوم ابدی خواهید شد.(البته به شرط منهدم نشدن بلاگفا و ...)پس بهتر نیست آنگونه بنویسید که شایسته ی نوشتن است. به نظر من ارتکاب چنین خطایی در یک نوشته به عمد صحیح نمی باشد. آن هم با زحمات فراوانی که در راستای شناخت و تثبیت واژگان توسط اساتیدی چون دهخدا و معین صورت گرفته است.درست خواندن و درست نوشتن از هنرهایی است که من به شخصه آن را مقدم بر ویرایش جملات و حتی نفرت از عرب می دانم.
من در اندیشه هایم خواهم ماند
در شعور شعر هایم مرا پیدا کنید
در وسعت وسیع امیدی ســــبز!
اما امروز متاسفم برای خودم برای تو برای هر که این جا و آن جا اسیر است. برای مردمم، فرزندانم، سرزمینم، برای ایر انــــــــــــــم.

