تاریخ خود را تکرار نمی کند، مگر در اندیشه کسانی که تاریخ را نمی شناسند.
جبران خلیل جبران
سخن گوی وزرات خارجه با افتخار و اطمینان می گوید: مردم نگران نباشند ما به کمتر از 20 درصد راضی نخواهیم شد!
در حالی که قرارداد 1925 بین ایران و روسیه، سهم ایران از دریای مازندران 50 درصد تعیین شده است. درست است که شوروی سابق به 5 کشور تقسیم شده است. اما تقسیم دریای مازندران در سال 1925 بین دو کشور انجام شده است و نباید تاوان تقسیم یک کشور به 5 کشور را ایران متحمل شود.
عمق دریای مازندران در مجاورت ایران عمیق است و به ظاهر منابع نفتی در آن وجود ندارد. البته این موضوع هرگز به شکل کامل بررسی و کارشناسی نشده و حتی گفته می شود در اطراف بندر انزلی و بابلسر یا رامسر منابع گاز طبیعی مرغوب وجود دارد.
ابتدا پرسش این است که چرا ما باید از 30 درصد منابع دریایی مان صرف نظر کنیم؟
در ثانی، کشور های دریای مازندران و آبهای مجاور ِ خشکی تا 15 یا 20 مایل ساحلی محسوب می شوند، به طور مثال تا 15 یا 20 مایل جز قلمرو آبی آذربایجان یا قزاقستان می باشد. چرا باید قسمت وسط و عمق ( عمق دریای مازندران ) را به آنها بدهیم؟
سوما، شاید در حال حاضر در عمق دریای مازندارن چیزی یافته نشود، اما این امکان نیست که در آینده منابعی یافت شود؟
چهارم اینکه با دادن 80 درصد دریای مازندران به دیگر کشورها، امنیت مرزهای دریایی ما به خطر می افتد. به طور مثال اگر آذربایجان، نیروهای آمریکایی را در مرز دریایی خودش مستقر کند ما چه می توانیم بکنیم؟ آیا شکستن دیوار دفاعی دریایی کار صحیحی است؟
آیا به راستی خاک فلسطین ارزش دارد، اما منافع ما ارزشی ندارد؟
آیا با این عمل عرب ها هم برای گرفتن جزایر سه گانه جسور نخواهند شد؟ آن هم در حالی که دی حین حاضر ادعای مالکیت دارند! و حتما در مراحل بعدی خواستار قسمت های دیگر مملکت خواهند شد.
طی چند روز اخیر جلال طالبانی، رئیس جمهور عراق، در قرارداد 1975 صدام با شاه، عراق را مغبون اعلام کرده و آن را مطرود می داند؟ هر چند وزارت خارجه در خواست پس گرفتن حرفش را کرده و او هم حرفش را پس گرفته. مهم این است که با این عمل رئیس جمهور کشوری در حال جنگ که حتی توانایی اداره کشور خودش را و برقراری امنیت در کشور را ندارد، نسبت به خاک کشور ما طمع دارد. وای به حال کشور های جنوبی و خلیج همیشه فارس ما…
اولا در قرار داد 1975، کرکوک به قرار داده شد، و ایران از حقش گذشت و شاه برای درگیر نشدن با عراق چنین کاری انجام داد. پس عراق مغبون این قرار داد نبوده است. دوما، در حال حاضر این ترکیه است که ادعای کرکوک را دارد، نه ایران. و در ازای کرکوک نیمی از اروند رود یا همان شط العرب، را که تنها راه آبی عراق است را گرفت. ضمنا تمامی نقاط استراتژیکی، چون ارتفاعات میامک در استان ایلام با این قرارداد به ایران رسید.
اما در حال حاضر کوتاهی در حفظ دریای مازندران، خیانت به این نسل و نسل های آینده می باشد. در این صورت کشورهای دیگر نیز نسبت به مطالبات خاکی و آبی شان نسبت به ایران جری می شوند.
آیا انرژی هسته ای و خودخواهی حکومت ایران، بر سر ادعای مامؤریت خدایی برای مسلمین جهان، ارزش از دست رفتن ِ سرزمین ِ ما را دارد که روسیه از ما دفاع کند؟ آیا با دادن چنین باج هایی می توانند با روسیه نان به نرخ روز خور کنار بیایند و متقاعدشان کنند که از ایران دفاع کند؟ در حالی که حکومت به روسیه پیشنهاد انعقاد پیمان دفاعی مشترک داد و با اینکه روسیه از این طریق به آرزوی رسیدن به آبهای گرم خلیج خواهد رسید، اما وزیر دفاع روسیه پیشنهاد ایران را رد کرد.
جالب است که رئیس سازمان انرژی هسته ای گفته است تا 3 ماه دیگر برق نیروگاه های بوشهر وارد مادر می شود. در صورتی که وزیر روسیه تکذیب کرده و گفته اولا تا 6 ماه دیگر آماده می شود دوما 6 ماه هم به صورت آزمایشی کار خواهد شد و حداقل یک سال طول خواهد کشید. و به قول معاون کمسیون خارجه مجلس، روسیه فقط ایران را می چرخاند و می پیچاند. در زمان شاه، 80 درصد نیروگاه آماده بود، و تنها 20 درصد تا اتمام کار باقی مانده بود. ابتدا با آمریکا و بعد با فرانسه برای تکمیل قرارداد بسته شد و با پشیمانی ایشان به انجام نرسید. بعد با آلمان و ژاپن قرارداد بسته شد که باز هم با پشیمانی آنها ناتمام ماند و در آخر با روسیه وارد عمل شدیم که قرار بود طی چهار سال نیروگاه را تکمیل و تحویل دهد. و این 4 سال از سال 1368 شمسی یا یک سال کمتر آغاز شده است و تا به حال طول کشیده است. در زمان شاه حدود 10 میلیارد دلار هزینه نیروگاه شد و بعد از قرار داد با روسیه برای تنها 20 درصد کار طی دو نوبت 2 میلیارد دلار از ایران پول دریافت کرد. و قرار است طی این مدت کاملش کند که ...
آیا باج دادن به روسیه و امثال آن با از دست دادن 30 درصد حق مسلم ما از دریای مازندران کار صحیحی است؟ آن هم در صورتی که اکثریت مردم این آب و خاک ناراضی هستند. آیا این عمل خیانتی مسلم و ناموجه به ملت ایران، و هر آنکه با چنگ و دندان و خون و جان از این آب و خاک دفاع کرده است نیست؟ آیا نمی شد با دادن قسمت هایی از خاک ایران به عراق از 8 سال جنگ تحمیلی و خسارات جانی و مالی و فرهنگی نجات یافت که اکنون برای جلب نظر مطلوب روسیه برای دفاع از ایران در مورد انرژی هسته ای 30 درصد از دریای ایران را از دست داد و به تبع آن مرز آبی ایران را دچار خطر جدی کرد؟؟؟
زمانی که گذشت و برگی بر این وب نیفزودم، فصل سرگشته گی بود که گستره اش دامان قلمم را نیز گرفته بود. و اکنون که هم خود را یافته ام و هم اطرافم را بهتر می نگرم به واسطه دوستی از اخبار تغییر مذهب رسمی تونی بلر از پروتستان به کاتولیک مطلع شدم و طی بحثی که در این زمینه انجام دادیم به یاری ایشان به نظریاتی دست یافتم که طی مطلب ذیل به نمایش می گذارم:
در جهانی که در آن بوش جمهوری خواه ادعای فرستاده ی خداوندی بودن دارد و احمدی نژاد ما ادعا دارد وقت ورود به دانشگاه کلمبیا جو را خراب دیده و پس از آمدن آقا امام زمان جو آرام و به نفع ایشان شده است و در سازمان ملل هم چهره شان غرق نور بوده و همه را مات خودش کرده که نمی دانم این مات شدن همان خواب رفتن حضار بوده یا خیر؟!!
چندان عجیب نیست که این بار تونی بلر با تغییر رسمی مذهب خود از پروتستان به کاتولیک پاپ پرست، بار دیگر نام خود را بر سر زبان ها انداخت. خودش که ادعا دارد به خاطر همسر و فرزندانش دست به چنین عملی آن هم به شکل رسمی و کلاغ خبر کن زده، و از ده سال پیش پایش به کلیسای کاتولیک ها باز شده و آنجا را مانند خانه خودش می داند. و اکنون پی برده جدایی پروتستان از کاتولیک در دوره رنسانس بسیار اشتباه بوده و ایشان با چنین صوری در چنین سُرنایی خیال دارد این اشتباه 500 ساله را جبران کند. و البته فرمودند به علت میانجی گری بین گروه های استقلال طلب جمهوری خواه کاتولیک و اتحاد گرایان پروتستان هوادار حکومت لندن در ایرلند شمالی از پیوستن علنی به مذهب همسرش اکراه داشته. و این در حالی است که برخی سیاست های دولت کارگری که بلر پیش از نخست وزیری گوردون براون در اختیار داشت، کاملا با آموزه های مذهب کاتولیک نظیر مخالفت با سقط جنین، همجنس گرایی و ازدواج همجنس گرایان و پژوهش سلول های بنیادین مغایرت دارد. و اشاره ی بلر به این موضوع می تواند به این دلیل باشد که خواسته نوع انشعاب مذهبی در حزب کارگر را نشان بدهد ( شبیه نومحافظه کاران در حزب جمهوری خواهان امریکا ). اما در مشکل طولانی بین انگلیس و ایرلند شمالی ِخواهان استقلال کاتولیک جدایی طلب و ایرلند جنوبی پروتستان خواهان اتحاد با انگلستان، انگلیس در حال مذاکره با ارتش آزادی بخش ایرلند شاخه شین فین،که بخش سیاسی ارتش آزادی بخش را تشکیل می دهد، به علت بمب گذاری های فراوان می باشد. و اکنون با انتخاب بلر برای صلح خاورمیانه، بعید نیست که از مرد صلح خاورمیانه، به عنوان میانجی صلح، برای پیشبرد مذاکرات با ایرلند شمالی استفاده شود.
زیرا نخست بدین ترتیب دلِ ایرلند شمالی جدایی طلب کاتولیک به دست می آید و دوم این که وجه حزب کارگر که به جنگ عراق خراب شده است دوباره خوب می شود. چرا که یک مشکل 300 ساله با ایرلند را حل نموده است.
و در این میان کاتولیک شدن یک سیاست مدار نمی تواند بی دلیل باشد چرا که اگر مقصود حرم یار است که بوق و کرنا نمی خواهد و احتیاج به علنی کردن این موضوع نبود چرا که بلر اذعان داشته از ۱۰ سال پیش به کلیسای کاتولیک می رفته و کشیش مورفی هم تصدیق نموده و دیگر این که مگر امثال بلر به خدا هم معتقدند که سر دین و مذهبش به تفکر و تعقل بپردازند.
بعد مدت ها به وبلاگ بی جانم سر زدم خواستم بنویسم. نشد. دوباره خواستم باز هم نشد و این بار سری به پیوندهای وبلاگ زدم که و از همه بیشتر نوشته های مسیح علی نژاد نظرم را جلب کرد و وبلاگ ماه طلا اشکم را در آورد که به شدت از او گله دارم که مانند سابق نیست. امشب دلم هوای قدیم ها را کرده که مگر از یک عمر 22 ساله چقدر گذشته که قدیم ها هم داشته باشد اما دارد. خوب هم دارد. وبلاگم بوی کهنگی می دهد. مغزم بوی نا گرفته. عقایدم را موریانه جویده. دلم برای نوشتن تنگ است که بعد از مهم ترین نقطه ی زندگی ام، نگاشتن قطب دوم علایق من است. دلم برای نوشتن تنگ است، برای بازی با واژه ها، پس و پیش کردن های سجع گونه و شعرپندار، برای تا آرنج دست آلودن به افکار و عقاید و شواهد و کثافت های سیاست. دلم عجیب تنگ است.

