علم سیاست، تدبیری است برای اداره حکومت و نه به چالش کشاندن ملت و انسان ها. سیاست پیشه نیست و تنها علمی است پیشینه دار و تدبیر گونه که در موازات قدرت و اعمال قهر به چالش کشیده شده و هر آنکس که ید و درکی از مسئله ای اجتماعی و سیاسی پیدا کرده، به خود حق اظهار نظر می دهد. و در جامعه ای که سیاست را قوه ی قهری برای اِعمال یک برنامه ی یک سویه و ناهمگون با همه ی اجزای جامعه می دانند، نارضایتی اکثر اقشار جامعه دور از انتظار نیست.
این علم سیاست است که شاهرگ اندیشه های یک حکومت می شود و نه تجربه های سیاسی و خواسته های شخصی حکومت داران.
سیاست تدبیر اداره ی حکومت است و حکومت در دست گیرنده ی اداره ی یک کشور از لحاظ سیاسی، اجتماعی، جغرافیای می باشد. و نه ابزاری برای اعمال خواسته ها، امیال سرکوب شده درونی و حتی دسیسه ها و راهگشایی ها برای سودا و فساد اجتماعی و اقتصادی.
آنچه راجع به اقلیت ها بود طی الطاف نارفیقان به توصیه یکی از دوستان عزیزم برای مدتی حذف شد. اما تاکید دارم تعداد اقلیت های قومی و مذهبی منزوی در ایران حدود یک سوم کل است. حال هر که هر چه می خواهد بگوید و آمار بیاورد که خوشبختانه در ایران آمار واقعی در دسترس نیست. من که هر چه گشتم آمار دقیق و واضح و رسمی از اقلیت های مذهبی و قومی در ایران پیدا نکردم. اما تا دلتان بخواهد آمار اقلیت ها و گوناگونی نژادی در کشورهای دیگری چون مصر اخبار در دست است که صد البته به لطف اخبار داخلی خودشان است که برای ما ترجمه و تدوین می شود. اما آماری از ارامنه، کردها، ترکمن ها( که البته در حال حاضر وشعشان بهتر است ) و همین طور مسیحیان، کلیمیان، زردشتیان، بهائیان و همچنین سنیان و وهابیان و فاطمیان ( اسماعیلیان ) و ...در دست نیست و جامعه ایران یکپارچه معرفی می شود. هر چند کسی منکر ایرانی الاصل بودن اکثر ایشان نیست. هنوز هم معتقدم ایشان مظلومند.
من از دشمن نمی ترسم که دشمن های و هو داره
تو میدون جرات و جان نبرد از رو برو داره
از اون دوست ِ هراسه من که مظلوم سر به تو داره
به عشق و صلح بی تزویر تظاهر تا گلو داره
من از اعدام بی شمشیر می ترسم
من از تسلیم شدن بی جنگ می ترسم
من از نزدیکی نرم نخ و گردن
من از خون ریزی بی رنگ می ترسم
من از دشمن نمی ترسم که دشمن های و هو داره
تو میدون جرات و جان نبرد از روبرو داره
خراب نعره های شیر نشد پایسته هیچ گونه
من از موریانه می ترسم که بغضش سرد و پنهونه
مگه آتیش اسکندر حریف بودن ما بود؟
مگه کابوس تیموری دلیل مرگ رویا بود؟
من از اعدام بی شمشیر می ترسم
من از تسلیم شدن بی جنگ می ترسم
من از نزدیکی نرم نخ و گردن
من از خون ریزی بی رنگ می ترسم
...

