تبليغاتX
میتینگ آنلاین
جمعه 1386/05/26
نصیب ماست بهشت ای خدا شناس برو که مســتحق کــــرامت گناه کارانند

انسان همواره در کشاکش خدا پرستی و دین مداری کمتر به عمق آنچه بدان اعتقاد دارد پرداخته و آنچه می پرستد و کیشی که خود را به پندار آن می آراید، همان بوده که پدران وی آن را پرستیده و به حفظ آداب آن کوشیده اند. در اسلام از جهنم به عنوان مکانی پر آتش یاد شده که همیشه پیامبر اسلام امتش را از جهنمی چنین سوزان بیم می داده و چه بسا انسان هایی که از بیم جهنم سر تسلیم فرود آورده اند که در این بحثی نیست چرا که هر کس به مقدار گنجایش خود از علم و عشق الهی بهره مند می گردد. و بهشت را مکانی بسیار زیبا همراه با جوی شیر و عسل و گل و میوه و حور و مخدره توصیف کرده اند. و اما در زرتشت از جهنم به عنوان مکانی سرد و یخبندان یاد شده و زردشتیان را از سرمای سوزان جهنمی این چنین یخبندان بیم داده اند. این دو گرچه به ظاهر با هم منافات دارند اما اگر به خوبی دقت کنیم در می یابیم آنچه گفته شده تنها به قدر درک و فهم مردمی بوده که در زمان ظهور یک دین پذیرای آن شده بودند. محمد (ص) در عربستانی سوزان و داغ ظهور می کند و آنچه مردم را همیشه عذاب می دهد، گرمای سوزان و آفتاب همیشه داغ صحرای عربستان است. بدیهی است اگر محمد بخواهد مردم را از دنیایی دیگر بیم دهد باید از آنچه استفاده کند که برای مردم قابل درک باشد. پس چنین است که عرب را از آتش می ترساند و به آب و شیر و عسل و حوریان زیباروی بهشتی که باز هم در عربستان کمتر یافت می شود بشارت می دهد. و اما زردشتی که خاستگاه وی سیبری بوده و مردم آن منطقه همیشه از سرما و یخبندان در عذاب بوده اند. آیا می توان به چنین مردمی گفت جهنم سوزان است و پیامبر دانا و تاثیرگذاری بود؟ هرگز. دنیای پس از مرگ هر چه باشد در نظر من و تو آنی نیست که پیش از مرگ می اندیشیدیم. نظریات عارفان بزرگی چون مولانا، انصاری و حتی کوئیلو درباره عوالم بالا و زندگی پس از مرگ بسیار جالب توجه است. دنیای ناشناخته پس مرگ و حتی ماورا همیشه آن گونه توصیف شده که در حد توان و درک ما باشد و نه بیش از آن. چرا که قدرت تصور ما انسان ها محدوده مشخصی دارد و ما هیچ  گاه نخواهیم توانست موجودی را خارج از آنچه در این دنیا دیده ایم و خارج از متصوراتی که منشا از بدیهیات و غیر بدیهیاتی که در این دنیا آموخته ایم و حس کرده ایم، متصور شویم. دوستی در پاسخ به این بحث به من گفت که می تواند موجودی را خارج از این جهان و آنچه در دنیا وجود دارد متصور شود گفتم بگو چگونه موجودی است؟ و پاسخ داد: موجودی بدون پوست. به نظر شما آیا عدم داشتن پوست را نیز از همین دنیا نیاموخته بود؟ ما انسان ها حتی نمی توانیم خارج از دانش و محدوده ذهن خودمان، آرزو کنیم. و هیچ آرزویی در جهان وجود ندارد که نتوان بدان رسید. انسان روزی در آرزوی پرواز به پرندگان می نگریست و آرزوهای بیشمار دیگری که روزانه شاهد برآورده شدن بسیاری از آنها در تمامی کره زمین هستیم. حتی سفر به زمان از طریق علم فیزیک تا حدی ثابت شده است و اگرچه داستان های بسیاری از کسانی که این کار را انجام داده اند. مخصوصا سفر به گذشته را شنیده ایم که قطعا برخی از آنها حقیقت داشته است. چرا که در بین ما کسانی هستند و پرواز روح را آموخته و به کار می برند. و عبور از تونل زمان با جسم نیز چندان بعید به نظر نمی رسد. و اما بهشت و جهنم، به نظر من آنچه ما از بهشت و جهنم شنیده ایم تنها توضیحی برای درک ما از وجود چنین مکان هایی در دنیای پس از مرگ است که با توجه به اعمال مان از آنها برخوردار خواهیم بود.

نوشته شده توسط میتینگ آنلاین در 7:50 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 1386/05/26
اگر غم را چو آتش دود بودی جهان تاریک بودی جاودانه

          انگار داستان این بنزین تمام شدنی نیست. با راه اندازی طرح بنزین تنها چیزی که کاملا مشخص شد، بی لیاقتی، بی کفایتی و عدم مدیریت صحیح دولت ایران بود. اکنون دیگر در هیچ کجای دنیا، در هیچ کشوری پیش از آنکه هنجاری در بین مردم آن کشور نهادینه شود اقدام به اجرای آن نمی کنند. بر عکس ایران که سعی می کنند به مردم یک دستی بزنند و در ساعتی این چنین احمقانه طرحشان را شروع کنند که از دست کسی کاری بر نیاید چون در شب هم تعداد کمتری از مردم تردد دارند و هم استرس و خستگی روز بر فشار ناشی از این خبر تاثیر می گذارد و باعث انفعال ایشان می گردد. روانشناسی سیاست تنش زدایی ایران حرف ندارد.

          و اما اکنون به یمن اتخاذ چنین تصمیم بزرگ و سرنوشت سازی از سوی سران باهوش و درایت کشورمان شاهد نادیده های جالبی هستیم. چند شب پیش در کوچه ای شاهد کتک خوردن یک پسر بچه 8 ساله بودم. کاشف به عمل آمد که او از باک یک موتور سیکلت در یک قوطی نوشابه بنزین می کشیده و به خاطر چند قطره بنزین این چنین کتک می خورد. به چه کسی می شود ایراد گرفت؟ به آن پسر بچه یا به مردی که به خاطر 1 لیتر بنزینش عصبانی بود؟؟؟

نوشته شده توسط میتینگ آنلاین در 3:49 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
پنجشنبه 1386/05/18
به روز معرکه ایمن مشو ز خصم ضعیف که مغز شیر بر آرد چو دل ز جان برداشت
دل از جانمان می گیرند. شرق دوباره توقیف شد. به بهانه ی موهوم مصاحبه با همجنس گرا بودن شاعره زنی ایرانی تبار از آلمان. توقیف شرق به بهانه ی یک همجنس گرا در مقابل برپایی و گردن کلفت کردن سجاده به دوشان دلق فروش...

دلم برای تحریریه هم میهن و شرق می سوزد. می دانم چه دشوار است دل کندن از هم دلانی که هر روز را به عشق قلم زدن با آنها شب می کنی و چقدر دلبسته ای و متعهد. روز خبرنگار بر دلسوختگان مبارک. چه حس غریبی دارم. جشن امروز مثل حجله بستن برای ناکام جوانی است که سوگ نبودش را به گریه و شیون هلهله می کنند.

این کوی ملامت است و میدان هلاک         

                                 وین راه مقامران بازنده ی پاک

مردی باید قلندری و دامن چاک

                                تا برگذرد عیــــــار وار و چــالاک

بل تا بدرند پوستینم همه پاک

                                از بهر تو ای یـار عیـــــار نـاپـاک

در عشق یگانه باش از خلق چه باک

                                معشوق مرا و بر سر عالم خاک

                                                         

نوشته شده توسط میتینگ آنلاین در 0:48 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه 1386/05/15

آرامگاه حسین پناهی آرامش کرد؟ مردی چنین در آرزوی کودکی و دستان مادر و جیرجیرک ها باغچه ی کوچک حیاط. تازه از دانشگاه آمده بودم که چشمم به تصویر مظلوم و مغموم حسین پناهی به گوشه ی چپ صفحه اول روزنامه جام جم افتاد. گوشه ای از خانه ای گلی چمباتمه زده بود و دست به پیشانی مثل همیشه مغموم و متفکر. انگار عزای مرگش را داشت. حسین و عزای مرگ؟؟؟ باور نمی کنم که ترسیده باشد یا غصه خورده باشد که از این دیار می رود که هیچ گاه ندیدمش این گونه و مثل ما زندگی کند و با ما و در زمان حال بخندد و بگرید و بنویسد و عاشقی کند. هنوز آن تکه از روزنامه را که عکس حسین را با نواری سیاه رنگ چاپ کرده بود دارم. حتی دوران دانشجویی زینت اتاقم بود.

                                                          دوستت دارم

                              TinyPicimage

                            چه شکوهی دارد آرامش قصر خوابش در دشت بی انتها

                                                                                                            TinyPicimage                                   

 میزی برای كار . كاری برای تخت . تختی برای خواب . خوابی برای جان . جانی برای مرگ . مرگی برای یاد . یادی برای سنگ . این بود زندگی  ؟

نوشته شده توسط میتینگ آنلاین در 2:27 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه 1386/05/15
شبی که من و نازی با هم مردیم

نازی : پنجره راببند و بیا تابا هم بمیریم عزیزم
من : نازی بیا
نازی :‌ می خوای بگی تو عمق شب یه سگ سیاه هست
که فکر می کنه و راز رنگ گل ها رو می دونه ؟
من: نه می خوام برات قسم بخورم که او پرندگان سفید سروده ی یه آدمند
نگاه کن
نازی : یه سایه نشسته تو ساحل
 من : منتظر ابلاغه تا آدما را به یه سرود دستجمعی دعوت کنه
نازی : غول انتزاع است. آره ؟
من : نه دیگه ! پیامبر سنگی آوازه ! نیگاش کن
نازی : زنش می گفت ذله شدیم از دست درختا
 راه می رن و شاخ و برگشونو می خوان
من : خب حق دارند البته اون هم به اونا حق داره
 نازی : خوب بخره مگه تابوت قیمتش چنده ؟
من : بوشو چیکار کنه پیرمرد ؟
 باید که بوی تازه چوب بده یا نه ؟
نازی : دیوونه ست؟.
من : شده ‚ می گن تو جشن تولدش دیوونه شده
نازی : نازی !! چه حوصله ای دارند مردم
 من : کپرش سوخت و مهماناش پاپتی پا به فرار گذاشتند
نازی : خوشا به حالش که ستاره ها را داره
 من : رفته دادگاه و شکایت کرده که همه ستاره را دزدیدند
نازی : اینو تو یکی از مجلات خوندی
 عاشقه؟
من : عاشق یه پیرزنه که عقیده داره دو دوتا پنش تا می شه
نازی : واه
من سه تاشو شنیدم ! فامیلشه ؟
من : نه
یه سنگه که لم داده و ظاهرا گریه می کنه
نازی : ایشاالله پا به پای هم پیر بشین خوردو خورک چیکار می کنن
 من : سرما می خورن
 مادرش کتابا را می ریزه تو یه پاتیل بزرگ و شام راه می اندازه
 نازی : مادرش سایه یه درخته ؟
 من : نه یه آدمه که همیشه می گه : تو هم برو ... تو هم برو
من : شنیدی ؟
 نازی : آره صدای باده !‌داره ما را ادادمه می ده پنجره رو ببند
 و از سگ هایی برام بگو که سیاهند
 و در عمق شب ها فکر میکنند و راز رنگ گل ها را می دانند
من : آه نرگس طلاییم بغلم کن که آسمون دیوونه است
آه نرگس طلاییم بغلم کن که زمین هم ...
و این چنین شد که
پنجره را بستیم و در آن شب تابستانی من و نازی با هم مردیم
 و باد حتی آه نرگس طلایی ما را
 با خود به هیچ کجا نبرد 
             
۱۴ مرداد سالمرگ حسین پناهی عزیز بود

           TinyPicimage

نوشته شده توسط میتینگ آنلاین در 1:37 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 1386/05/14
"۱۴ مرداد، روز همبستگی وبلاگ نویس هاي ايراني با دانشجویان دربند"

                مرداد ۱۳۸۶ جنبش آزادی خواه و عدالت طلب مشروطه در ایران ۱۰۱ ساله می شود

اما

هنوز دانشجوی ایرانی را به بند می کشند.

۱۴ مرداد سال ۸۶ و ۱۰۱ سالگی مشروطه در حالی می رسد که محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، علی وفقی، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی، عبدالله مؤمنی، بهرام فیاضی، حبیب حاجی‌حیدری، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، آرش خاندل،اشکان غیاسوند، احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری و امیر یعقوبعلی در بند هستند.

به احترام این فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به "۱۴ مرداد، روز همبستگی وبلاگ نویس هاي ايراني با دانشجویان دربند" تغییر دهیم.

                                       

نوشته شده توسط میتینگ آنلاین در 0:57 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
شنبه 1386/05/13
اظهار قدرت و وجود

شاید برای گذاشتن این پست کمی دیر باشد. اما در موردش ننوشتن کمی بی انصافی بود. اگر برنامه کوله پشتی را دنبال کنید حتما برنامه ای را که با آقای رادان داشتند دیدید. در این برنامه صحنه های اعدام جوانان و نوجوانان شرور و رذل و نمی دانم اوباش و الوات را نشان دادند. به قول این دوست جهان دیده ما، کجای دنیا صحنه اعدام را در چنین برنامه ای به تماشا می نشینند؟ باور کنید من خودم وقتی عکس های برخی از این فلک زده ها دیدم از معصومیتی که در اعماق چهره بی نفسشان موج می زد دلم گرفت. این همه رذل و پست و کثافت و قاتل در این مملکت راست می خورند و می گردند و خون مردم را در شیشه می کنند، این همه از خدا بی خبر که بی آن که گرسنه مانده باشند یا پدر مادری بالای سرشان نباشد که آن ها تربیت کند و یا از کودکی به یمن داشتن پدر یا مادری معتاد و بی مایه یا آواره شده اند یا راه خلاف را یاد گرفته باشند، با این همه پول و ثروت و لیسانس و دکتری و هزار جور امکانات دیگر، هر روز راه تازه ای برای سرکیسه کردن مردم پیدا می کنند و دست آخر به خاطر زحمات بی دریغشان مورد تشویق و تقدیر قرار می گیرند.

به راستی یک نوجوان 15 ساله یا یک جوان 20 ساله، نمی تواند سالم زندگی کند؟ موسی هم قتل کرد. نکرد؟ ولی پس از آن هم اشتباه کرد ولی باز هم مورد بخشایش خداوند قرار گرفت. ما که هستیم که در مورد جان کسی تصمیم بگیریم؟ عدالت علی کجاست؟ آیا این ولایت و حوزه و طالب و طلبه ای که راه انداخته اند نمی توانستند این جوان ها را هدایت کنند؟ مگر راه هدایت و راستی را در دست نگرفته اند؟ نکند می خواهند برای خودشان نگاه دارند.

با تهدید و شلاق و شکنجه اعتراف می گیرند و به اسم آرامش مردم ترس و وحشت عمومی ایجاد می کنند.

زن ابستنی را در عهد خلافت عمر نزد او آوردند. عمر از او اعتراف به زنا گرفت و دستور سنگسار داد.

علی زن را در راه دید و پرسید: این زن را به کجا می برید؟ چگونگی را باز گفتند. زن را نزد عمر برگرداند و گفت تو دستور سنگسار داده ای؟

عمر گفت : بلی زیرا او اعتراف کرد.

علی گفت اگر هم چنین باشد فرزندیکه در شکم دارد چه گناهی کرده است؟ علاوه بر این، به نظرم وقت اقرار او را ترسانده ای.

عمر گفت:بلی

علی گفت: مگر از پیغمبر خدا نشنیده ای که می گفت :

« اقراری که به زور و شکنجه گرفته  شود معتبر نیست. »

عمر زن را رها کرد و گفت زن های جهان از زائیدن فرزندی چون علی عاجزند.

به هرحال گمان می کنم رئوس محترم به خواستشان رسیدند و وحشت و ترس را ایپدمی سال کردند.

 

نوشته شده توسط میتینگ آنلاین در 3:47 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
جمعه 1386/05/12
برق
داشتم توی وبلاگ یکی از دوستان می چرخیدم خواسم دوباره نظر بذارم دیدم حرفای جالبی زده شده توش. من بلد نیسم لینک بذارم مث « اینجا » خوب چیه راستشو میگم. برا همین ادرسش رو میذارم.

http://www.mohtazar.blogfa.com/                    رندانه گی

الحق هم این رفیق ما رنده دست به نقدیه.

دیشب پدرم با رئیس اداره برق منطقه که از دوستانش هم هست تماس گرفت و گفت یک هفته است برق معابر و بلوار روبروی منزل ما قطعه. ایشون در پاسخ گفتن به علت کمبود برق در شبکه و این چیزا که من متوجه نشدم وزیر دستور فرمودن برق معابر رو قطع کنید که مردم بی برق نمونن.

یاد چند تا شعار قبل انقلاب افتادم: نفتو کی برد انگلیس . گازو کی برد شوروی

برقو کی برد؟                   

نوشته شده توسط میتینگ آنلاین در 2:51 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 1386/05/09
فعالیت احزاب در ایران

شروع نهضت خمینی (ره) حضور روحانیت را در مقابل مبارزات پارلمانی ِ در چارچوب رژیم قرار داد. و به واقع حضور روحانیت را در صحنه سیاسی به صورت چشم گیری گسترش داد. در این میان گروهی نیز اقدام به تشکیل گروهی به نام « هیئت های موتلفه اسلامی » نمودند. این گروه تحت نظارت شورای روحانیت متشکل از استاد آیت الله مطهری، آیت الله بهشتی، آیت الله با هنر، آیت الله انواری و آیت الله هاشمی رفسنجانی بود. این جمعیت تا سال 1344 کلیه امور مربوط به مبارزه اسلامی را اداره می کرد. از اقدامات این جمعیت اعدام حسنعلی منصور نخست وزیر شاه به جرم سرسپردگی استعمار بود.

تشکیل « سازمان مجاهدین خلق » و حضور فعال آن در سال های خفقان موجب جذب برخی عناصر معتقد به مبارزه جدی تر شد. مبارزه این گروه منجر به فشار شدید به رژیم پهلوی و براندازی آن شد. به تدریج این گروه دچار نارسایی و کمبود در اساس ایدئولوژی و سیاست شد و با بیانیه الحاد برخی از اعضا در سال 54 دچار مشکل شدند.

به نظر می رسد انقلاب ایران یک انقلاب سیاسی بود که در آن رژیمی استبدادی کنار زده می شد و حکومتی آزاد و مردمی بر سر کار می آمد. اما بعد ها نام انقلابی فرهنگی و اعتقادی به خود گرفت و تمامی اندیشه های آزادی طلب و دموکرات تحت الشعاع نام انقلاب اسلامی قرار گرفت.

بهتر می بینم دیگه این بحث رو ادامه ندم چون نظراتتون قطع شده این نشون میده جذاب نیس. نهایتا یه مطلب در مورد احزاب در حال حاضر در پست های بعدی می ذارم.

نوشته شده توسط میتینگ آنلاین در 6:9 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 1386/05/07
فعالیت احزاب در ایران

و اما حرکت سوم که حرکت کمونیستی در ایران بود. ایدئولوژی این مکتب مارکسیستی بود. حرکت سیاسی کمونیستی در ایران در قالب حزب توده ...

 البته به نظر من اهداف کمونسیت اهداف جالب و برتری است و اگر هم جایگاهی در میان مردم نداشتنش به علت افکارش باشد. قطعا به دلیل اعلام ضدیت قوای مذهبی که در مقابل آن ها قرار داشت بود ...

البته احزابی تحت نظارت مستقیم پهلوی تشکیل شد که مانور سیاسی می دادند و چندان کارایی هم نداشتند. جالب است بدانید تحت نظر محمد رضا پهلوی حزبی به نام « حزب رستاخیز » تشکیل شد

که از سوی شاه اعلام شد همه باید در این حزب ثبت نام کنند و آنان که مخالف این حزب هستند از کشور خارج شوند. به نظر من این در نوع خودش نوعی آزادی است و از سر بریدن به نام میهن بهتر است. این که شاه دستور میدهد همه باید ثبت نام کنند و این که هر کس که مخالفت خود را اعلام کند مجرم سیاسی محسوب خواهد شد تفاوتی نمی بینم. اما این که این مجرم سیاسی می تواند خارج از گود و کشور زندگی کند دادن نوعی حق انتخاب است و با اینکه آن مجرم سیاسی حتما بازداشت می شود و در زندان اوین به سر می برد و مجازات نیز خواهد شد تفاوت بسیاری دارد.

تمام این مطالب نشان می دهد. ایران هیچ گاه سابقه تحزب در یک محیط سالم را تجربه نکرده است چه پیش از انقلاب و چه پس آن.

برای دیدن متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میتینگ آنلاین در 2:20 بعد از ظهر | | لینک به این مطلب
یکشنبه 1386/05/07

هدف تشکیل احزاب سیاسی در دوره مشروطیت در دو امر خلاصه می شد:

1-  مبارزه با دین و تهجر و متجدد نمودن مردم و ایران که البته برخی این امر را مبتنی بر از سر تا نوک پا فرنگی شدن جامعه و مبارزه شدید با فرهنگ شیعی و علما دینی می دانند و به دار آویخته شدن شیخ فضل الله نوری که شعار مشروطه مشروعه را سر می داد سندی بر این مدعا می دانند.

کاهش دادن قدرت نامحدود شاه و تقسیم قدرت بین افراد

 

دوستان عزیز ممنونم که نظر می دید. واقعا خوشحالم که همه شما درک مناسبی از چنین مسائلی دارید و منو نقد می کنید. جناب حسینی اینم از فونت و اقای یزدان پناه عزیز ممنونم. از همه دوستان می خوام این مطالب رو نقد کنند و نظرشون رو به طور کامل یا در کامنت و یا به میلم ارسال کنند. این مطالب رو من طبق تحقیقات و مطالعات شخصیم نوشتم صحت و سقمش رو به طور کامل نمی دونم. خوشحال میشم کمکم کنید. ضمنا ادامه متن در ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میتینگ آنلاین در 4:21 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
چهارشنبه 1386/05/03
فعالیت احزاب در ایران

 

 

همواره در ایران تعریف درست و دقیقی از احزاب به خصوص احزاب سیاسی نداشته ایم و همیشه پیدایی حزبی در ایران یا در راستای احزاب پیشین بوده و یا ایجاد آن حزب به تنش انجامیده و پایان خوشی نداشته است.

تعریف حزب کار چندان آسانی نیست. چرا که حتی صاحب نظران بر سر تعریفی کلی و جامع در مورد آن اختلاف نظر داشته و داند. پیدایی احزاب در دنیا به کشورهای اروپای غربی بر می گردد، از نظر آنها احزاب سیاسی تشکیلاتی است اجتماعی که سعی دارند جریانات سیاسی را تحت نفوذ خود ذر آورند و نامزد های خود را در مواقع انتخابات به قدرت رسانند و اهداف خود را در برنامه کاری دولت بگنجانند. به واقع حزب به اجتماعی گفته می شود که درباره ی برخی مسائل اشتراک نظر داشته و برای دستیابی به اهداف مشترک سعی می کنند. و مهم ترین هدف ایشان ترویج عقاید و سیاست های خود برای تسلط بر حاکمیت و در نهایت دست یابی به حکومت است.

برای مطالعه ادامه مطالب کلیک کنید.

در پست های بعدی در این مورد توضیح بیشتری خواهم داد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط میتینگ آنلاین در 2:20 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
سه شنبه 1386/05/02
قصه جادوگر بد که از کتابا میومد نشسته بر منبر خون عاشقا رو گردن می زد

به نام دموکراسی هزارم هم برنامه ریزی شد. عبدالله مومنی احتمالا گزینه دوم برای اعتراف گیری در صدا و سیما خواهد بود . امشب اخبار نمی دانم کدام شبکه از صدها شبکه ی ایران اسلامی را می دیدم که نمی دانم کدام اندیشمند والا فرموده بودند اقدام به اعتراف گیری و پخش آن در سیمای جمهوری اسلامی ایران باعث روشن شدن اذهان مردم خواهد شد و مسئولین وظیفه دارند به چنین روندی ادامه دهند. نمی دانم چرا ناگهان تصویر 80 میلیون گوسپند نه احتمالا 79 میلیون گوسپند جلوی چشمانم ظاهر شد.

نوشته شده توسط میتینگ آنلاین در 0:52 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب
دوشنبه 1386/05/01
در نظربازی ما بی خبران حیرانند من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

سلام

امروز وقتی وارد کلوب شدم خواستم مثل همیشه سری به کلوب نقد سیاسی و اجتماعی بزنم و بحثی که دوس داشتم رو دنبال کنم که دیدم یکی از اعضا منو به باد ناسزا گرفته که چیزی سرم نمیشه و در کل یه ویروس خطرناکم. منم پاسخش رو به تندی اما با رعایت ادب دادم. اما امشب که سر زدم دیدم از لیست اعضا کلوب حذف شدم و در هیچ کلوب دیگه ای هم نمی تونم فعالیت کنم. بحث سر همین مجاهدین خلق بود. گمونم کار دست خودم دادم آخه یه کلوم گفتم حضرت هم بنی صدر رو سر منسب کرد ایشونم اشتباه کرد که ...

اینم لینک تایپیکی که توش بحث میکردم

http://www.cloob.com/club/post/show/clubid/13598/topicid/1229586

نوشته شده توسط میتینگ آنلاین در 3:4 قبل از ظهر | | لینک به این مطلب